|
عرفان
ساتیا سای بابا از سری داستان های عرفانی دیدگاه خود را تغییربده روزی پادشاهی در اطراف قلمرو خود گردش می کرد دید که مردم خانه های خود را به رنگ های گوناگون رنگ کرده اند. پادشاه از رنگ سبز خوشش می آمد و فکر کرد که چه قدر خوب است اگر همه ی مردم خانه های خود را به رنگ سبز در آورند. بنابراین دستور داد تا همه خانه های خود را سبز کنند. وزیر پاشاه که متوجه حماقت پادشاه شده بود به فکر راه حلی افتاد. وزیر عینکی با شیشه سبز تهیه کرد وآن را به پادشاه داد تا هنگام بازدید از قلمرو خود به چشم بزند. پادشاه بسیار خوشحال شد و از اینکه می دید همه ی مردم از دستور او اطاعت کردند و خانه های خود را به رنگ سبز در آوردند بسیار راضی شد
|+| نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در شنبه 26 خرداد1386 و ساعت 6:9 بعد از ظهر |
|


