تبليغاتX
باغ همسفران
 سیمرغ عشق عطار

اسرار نامه

سیمرغ عشق   شیخ فرید الدین عطارنیشابوری

زمستان بسیار سردی بود گدایی از شدت سرما به تنوری پناه برد ودرهمین هنگام گدا شاه را دید که در آن سرما وبرف لباس وشال و کلاهی از پوست سمور بر تن داشت گدا به پیش شاه آمد و گفت : ای شاه که همه چیز در توان و اختیار توست تو از این سرما بی خبر ماندی به واسطه لباسی که بر تن داشتی این سرما نیز به سلامتی ازسر،  ما گذشت اما ای شاه صبوری و قناعت در پیش گیر .

 

به مردی صبر کن بر جای بنشین                 بســـرمی  درمــدو و زپای  بنشین

حکیمی در مثل رمزی   نمودست                 که صبر اندر همه کاری ستودست

همه بدبختی های مردم از عجله و شتاب در کارهاست و شتاب نشان از حرص و طمع انسان دارد حرص وطمع انسان باعث شد که گندم بخورد و اگر این حرص را به دل راه نمی داد از بهشت بیرون نمی افتاد .

زآدم حرص میراث است ما را                    درازا  محنتا  آشفته  کارا

 

سیامک حبیبی

|+| نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در یکشنبه 13 خرداد1386 و ساعت 10:27 بعد از ظهر