تبليغاتX
باغ همسفران
باغ همسفران
رقص بر دار عشق معشوق (راه حقیقت راه عشق راه نور و روشنایی)
جمعه 27 اردیبهشت1387
اشعار باغ همسفران ...  

 

شـوق

 

 

 

می گریم در درون خلوت خويش دلتنگ 

برطبل روح  می زند پتک ویرانگر عشق

اسير قفس ومیله های زندگی است روح سرگشته

در این لحظات تب آلود و مه گرفته قرن

دراین شب تاریکِ سینه ها

ناله های آتشین و سکوت سرخ ام

همچون خطی محومی گذرد از جداراعصار

 در اين روزهای تيره و دلتنگِ اعجاب 

از دری دیگر مگرعشق بگشاید

دروازه های زنگار خورده ی سرد را 

آه روح  من  همچون پروانه می پرد

میان شاخ و برگ زندگی

و در جستجوی زیباترین گل هستی

بی قرار در پرواز است

دوست دارم پرواز و پریدن از لب پنجره زمان

سمت هیجان بزرگ

سمت بزرگ ترین واقعه 

دوست دارم همچون یک سطح ظریف بلغزم از این قفس

و با شوقی بلند

به پرواز درآيم

آزاد