شهید راه عشق
حسین بن منصور حلاج
با چشم دل ، پروردگارم را دیدم
بگفتم تو کیستی ؟ بگفتا توام
برای یافتن تو نیست جایی
که همه جا تو هستی
و هیچ وهمی از آن تو نیست
خیال چه می داند تو کجایی
تو همه جا را فراگرفتی
و نیست جایی که تو نباشی
پس تو کجایی ؟
در فنایم ، فنایم فنا
و در فنای خود تو را یافتم
*****************
از دوری تو هیچ باکی ندارم
پس از آن که یقین یافتم که دوری و نزدیکی یکی است
من اگر رانده شوم ، دوری یار من است
پس چگونه رانده شوم ، در حالی که عشق وجود دارد
حمد وسپاس خدای را که در خلوص محض توفیقم داد
بنده ای پاک هستم و غیر تو به کسی سجده نمی کنم
****************