|
فرذوسی
پیام نوروزی فردوسی به ملت شریف ایران که گذشته خود را فراموش نکنند
چنین تا بیامد مـــه فـرودیـــن بیـاراست گــل در گلــوی زمیــن جهان گشته پرشادی وخواسته در و بـــام وهر بــرزن آراستـــه جهان از نــم ابــرپرازژاله شد همه کوه و هامون پر از ژاله شـد همه یار است ازکران تا کران بر اندوه و مشک و می وزعفران شودآن زمان بردل ما درست که از کینه دل ها بخواهیـم شست ز کیـــن نــوآیین و کیــن کهن اگر در جهان تــازه گـردد سخــن همه ساله پیروز بادی و شــاد سرت پر ز دانش دلت پر ز داد بکوشیـــد تـا رنــج ها کم کنیم دل غمگنــان شـاد و بی غم کنیم بسازید و از داد باشیـــد شـاد تن آســان و از کیـن مگیـرید یاد سخن های دیرینـــه یـاد آورید بگــفـتـار لـب را بـه داد آوریـــد جهان یادگار است و ما رفتنی به گیـــتـی نمانــد به جـز مردمی سـراینـده باش وفـزاینــده باش شب و روز با رامش وخنده باش چو دریا و کوه و زمین آفرید بـلنـــد آسمــان از بـرش برکشیـد بــدان تا نـدانـد کســی راز او تـوان نشنــونــــد نـــام و آواز او کنـــون داستان کهـن نـو کنید سخن های شیریـن و خسرو کنید خــروش تبیــره برآمـد زشهر زشادی به هرکـــس رسانیــد بهر خداونــد هستی و هم راستـی نخـــواهـد ز تو کــژی و کاستــی |+| نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در جمعه 2 فروردین1387 و ساعت 10:22 قبل از ظهر |
|

