تبليغاتX
باغ همسفران
باغ همسفران
رقص بر دار عشق معشوق (راه حقیقت راه عشق راه نور و روشنایی)
شنبه 19 خرداد1386
حسین پناهی عارف دیوانه شوریده عارف ...  

حسین پناهی عارف دیوانه شوریده عارف

اعتراف

من زندگی را دوست دارم

ولی از زندگی دوباره می ترسم

دین را دوست دارم

ولی از کشیش ها می ترسم

قانون را دوست دارم

ولی از پاسبان ها می ترسم

عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم

کودکان را دوست دارم

ولی از آئینه می ترسم

سلام را دوست دارم

ولی از زبانم می ترسم

این چنین می گذرد روز و روزگار

من

من روز را دوست دارم

ولی از روزگار می ترسم

 

جمعه 21 اردیبهشت1386
حسین پناهی عارف دیوانه شوریده عارف ...  
                  

حسین پناهی عارف دیوانه شوریده عارف

رودر ردو

 

برای اعتراف به کلیسا می روم

رودرروی علف های روییده

بر دیوار کهنه می ایستم

وهمه گناهان خود را یکجا اعتراف می کنم

بخشیده خواهم شد به یقین

علف ها بی واسطه با خدا سخن می گویند

 

و این عارف شوریده به جستجوی چه می گردد؟ او راه می افتد که راه  خود را بیابد او با جهان و خدا ارتباطی پاک برقرار می کند و می خواهد مثل یک پرنده یک بلبل یک گل مثل یک درخت با اوج هستی ارتباط برقرار کند می خواهد بی واسطه باشد در وسط اعماق هستی همچون ستاره بدرخشد وبه تمام جهان بگوید بسیط باشید وبرای نوشیدن شراب هستی منتظر جام نمانید

برای نوشیدن شراب هستی دهان بیشتر لازم است

او می خواهد همه ،  در همه جای جهان خدا را بشناسند و دراین میان اول خود را خوب بشناسند زیرا این شناخت باعث انقلابی شگرف در درون خود می شود پالایشی ناب .

باید از میان آتش بگذرد سنگ تا بدست آید فولاد

بی هیچ مقدمه می توان با اوج بلند به سخن نشست و به تمام آنچه در دل است می توان اعتراف کرد اما یک مسئله بزرگتر وجود دارد وآن این است که پیش از آنکه لب به اعتراف بگشایید خیلی پیشتر بخشیده شده اید فقط کافی است سوار امواج بود و تنها دست در دست او نهاد  او بی گمان مارا خواهد برد هدف اصلی این است که ما دست هایمان را به سمت آن واژه بی نهایت دراز کنیم همین    

 

                        سیامک حبیبی مورخ ۲۱/۰۲/۸۶                                                                                
یکشنبه 16 اردیبهشت1386
حسین پناهی عارف دیوانه شوریده عارف ...  

حسین پناهی عارف دیوانه     شوریده عارف

 

های

های تو کجایی نازی ، عشق بی عاشق من        

( قسمت اول )

 

حسین پناهی در روز 6شهریور ماه سال 1335 در روستای دژکوه از توابع استان کهکیلویه وبویراحمد دیده به جهان گشود نام پدرش علی پناه و نام مادرش ماه کنیز بودتحصیلات دوره ابتدایی را گذراند برای ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی به بهبهان رفت و در سال 1351 برای تحصیل یادگیری علوم دینی وطلبگی به قم رفت در سال 1354 حوزه را رها کرد و در شوشتر معلم شد وسپس به اهواز رفت و دوباره به زادگاهش دژکوه بازگشت در سال 1359 در جبهه به فعالیت در بخش های فرهنگی پرداخت در سال 1360به تهران مهاجرت کرد و در یکی از مقبره های خصوصی امام زاده قاسم به همراه خانواده اش زندگی کرد و به عضویت در گروه تئاتری آناهیتا درآمد و شروع به نوشتن نمایش نامه کرد و در سریال ها و فیلم های سینمایی نقش آفرینی کرد تا اینکه در 14امرداد سال 1383 جان به جان آفرین تسلیم کرد ودرتاریخ سه شنبه 21 امرداد پیکرش را درروستای دژکوه به خاک سپردند از اوسه فرزند به نام های لیلا آنا و سینا به یادگار ماند.

 

 آثار سینمایی نمایش نامه و اشعاراو به شرح ذیل می باشد

1/ نوشتن یک گل و یک بهار2/  کارگردانی نمایش خوابگردها 3/ نوشتن سانسور 4/ نوشتن وکارگردانی تله تئاتر سرودی برای مادران  5 / باز در سریال محله بهشت 6/ نوشتن به سبک آمریکایی 7/ بازی در سریال گرگها 8/ نوشتن دل شیر 9/ نوشتن دو مرغابی در مه 10/ بازی در فیلم سینمایی گال 11/ بازی در فیلم سینمایی گذرگاه 12/ بازی در فیلم سینمایی تیر باران 13/ بازی در تله تئاتر دو مرغابی در مه و آسانسور

 14/ کارگردانی سریال تلویزیونی ماجراهای رونالد و مادرش 15 / بازی در تله تئاتر در آستانه ی خیال 16/ بازی در فیلم سینمایی در مسیر تند باد 17/ بازی در فیلم سنمایی هی جو 18/ بازی در فیلم سینمایی ارثیه 19/ بازی در فیلم سینمایی نا و نی 20 / بازی در فیلم سینمایی راز کوکب 21/ نوشتن مجموعه من ونازی 22/ بازی در فیلم سینمایی چاوش 23/ بازی در فیلم سینمایی سایه ی خیال 24/ نوشتن پیامبران بی کتاب 25/ بازی در فیلم سینمایی اوینار 26/ بازی در فیلم سینمایی مرد ناتمام 27/ بازی در فیلم سینمایی مهاجر 28/ نوشتن کابوس های روسی29/ نوشتن گوش بزرگ دیوار 30/ بازی در فیلم سینمایی هنر پیشه 31/ انتشار کتاب من و نازی 32/ بازی در فیلم سینمایی آرزوی بزرگ 33/ بازی در فیلم سینمایی روز واقعه 34/ نوشتن و بازی و کارگردانی سریال بیبی یون برای تلویزیون 35/ انتشار دو مرغابی درمه 36/ انتشار آلبومی از دکلمه شعرها با نام ستاره ها 37/ بازی در سریال دزدان مادر بزرگ 38/ به صحنه بردن نمایش چیزی شبیه زندگی 39/ انتشار چیزی شبیه زندگی 40/ انتشار بی بی یون 41/ انتشار خروس ها و ساعت ها 42/ بازی در فیلم سینمایی کشتی یونانی 43/ نوشتن دیالوگ های سریال امام علی وبازی در آن 44/ بازی در سریال یحیا و گلابتون 45/ بازی در سریال آژانس دوستی 46/ نوشتن مجموعه نمی دانم 47/ بازی در سریال آواز مه 48/ نوشتن مجموعه سال هاست که مرده ام 49/ انتشار آلبوم دکلمه شعرهایش با نام سلام خداحافظ 50/ انتشار هفت دفتر و مجموعه کامل اشعار ش با نام چشم چپ سگ

  

سه شنبه 11 اردیبهشت1386
حسین پناهی عارف دیوانه شوریده عارف ...  

حسین پناهی عارف دیوانه شوریده عارف

 

این جایم

بر تلی از خاکستر

پا بر تیغ می کشم

وبه فریب هر صدای دور

دستمال سرخ دلم را تکان می دهم

 

11/02/86 سیامک حبیبی برگرفته از کتاب سلام خداحافظ