شمس تبریزی
عقل ،
تادَرِ خانه ، راه می برد.
اما ، اندر خانه ،
راه ، نمی برد !
سرمنشاء هر نوع تحولی اندیشه است و کسانی که صاحب اندیشه هستند توانسته اند خدماتی زیادی به خود وجامعه عرضه کنند اما ما دراین جا با یک مفهوم جدید مواجهه شده ایم
چیزی که باعث پیشرفت بشریت است در این مرحله مانع انسان برای رسیدن به چیزی والاتر گردیده است
بسیار سئوال برانگیز به نظر می رسد عقل و خرد باعث بسته شدن مسیر رشد انسان بشود . واقعیت این است در عمل در جایی که شمس تبریزی به آن اشاره می کند دقیقاً همین مسئله روی می دهد یعنی عقل نقش بازدارنده در مراحل کمال و رشد تعالی انسان را دارد البته نقش بازدارنده عقل در مراحل مختلف و در سطوح مختلفی نقش بازدارنده دارد برای عده ای که در سمت و سوی جریان هدایت الهی قرار ندارند از همان ابتدا عقل آنها را از مسیر دور می کند حتی دور نمایی از مسیر را به آنها نشان نمی دهد به همین دلیل شخص دچار علاقه به دنیا ومسائل دنیوی می گردد در مراحل بالاتر شخص دورنمایی از واقعیت را می بیند اما به سمت مسائل آخروی می رود و درفضای آن غوطه ور می گردد .
علت اصلی که انسان را در زندگی مورد آزمایش های متعدد قرار می دهند همین است که میزان نمره و درجه ورتبه شاگرد را مشخص کنند
خوب به قضیه اصلی برسیم
عقل
در عرفان بیشترجنبه گول زننده دارد چرا گول زننده ؟
علت آن این است که ذهن و عقل بیشتر مثل خرگوش بازیگوش می ماند دوست دارد به هرجا سر بزند در حالی که لاک پشت خیلی آرام به مسیر خود ادامه می دهد و درنهایت لاک پشت برنده می شود
ذهن و عقل دنبال یافتن جواب هایی است که در حد ظرفیت خود است البته این هیچ مشکلی ندارد تا زمانی که به مسائل کوچک توجه می شود عقل پاسخ گو است اما وقتی که با مسئله ای روبه رو می شود که از حد توان او بالاتر است ناگهان دچار مشکل می شود برای رسیدن به خدا و درک او توانی خدایی نیاز است پس با توجه به این که ما هیچ وقت از جهت عقلی به پای خداوند نمی توانیم برسیم در نتیجه امکان درک کامل برای ما غیر ممکن است به قول فردوسی بزرگ
خرد را و جان را همی سنجد اوی
دراندیشه ی سخته کی گنجد اوی
در جایی دیگر سهراب سپهری دقیقاً به همین مسئله اشاره کرده که
کار مانیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است که در اندوه گل سرخ شناور باشیم
عقل واندیشه ما را نزدیک می کند خیلی نزدیک اما نمی تواند به خانه وارد کند برای ورود به خانه اجازه میزبان نیاز هست و برای ورود به خانه نیاز به دوستی با میزبان
در این مرحله فقط می توان در انده گل سرخ شناور شد یعنی عشق الهی
کسی که دچارعشق الهی باشد می تواند وارد حیطه او شود پس دچار باید بود دچار یعنی عاشق و فکر کن که چه تنهاست
اگر ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد
چه فکر نازک غمناکی !
و غم تبسم پوشیده ی نگاه گیاه است .
و غم اشاره ی محوی به رد وحدت اشیاست .خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
ودست منبسط نور روی شانه ی آنهاست
نه ، وصل ممکن نیست ،
همیشه فاصله ای هست
بله وصل ممکن نیست درها باز نیست مگر برای آنان که عاشق هستند و عاشق نورند و برای رسیدن به وصل لحظه شماری می کنند تا آن که نور آنها را در خود فرو ببرد .
سیامک حبیبی 06/03/86