تبليغاتX
باغ همسفران
باغ همسفران
رقص بر دار عشق معشوق (راه حقیقت راه عشق راه نور و روشنایی)
جمعه 2 فروردین1387
فرذوسی ...  

پیام نوروزی فردوسی به ملت شریف ایران که گذشته خود را فراموش نکنند

 

 

چنین  تا بیامد مـــه فـرودیـــن     بیـاراست گــل در گلــوی زمیــن

جهان گشته پرشادی وخواسته     در و بـــام وهر بــرزن آراستـــه

جهان از نــم ابــرپرازژاله شد    همه کوه و هامون پر از ژاله شـد

همه یار است ازکران تا کران    بر اندوه و مشک و می وزعفران

شودآن زمان بردل  ما درست     که از کینه دل ها بخواهیـم شست

ز کیـــن نــوآیین و کیــن کهن     اگر در جهان تــازه گـردد سخــن

همه ساله پیروز بادی و شــاد      سرت پر ز دانش  دلت پر ز داد

بکوشیـــد تـا رنــج ها کم کنیم      دل غمگنــان شـاد و بی غم کنیم

بسازید و از داد  باشیـــد شـاد      تن آســان و از کیـن مگیـرید یاد

سخن های دیرینـــه یـاد آورید      بگــفـتـار لـب را بـه داد آوریـــد

جهان یادگار است و ما رفتنی     به گیـــتـی نمانــد به جـز مردمی

سـراینـده باش وفـزاینــده باش     شب و روز با رامش وخنده باش

چو دریا و کوه و زمین آفرید      بـلنـــد آسمــان از بـرش برکشیـد

بــدان تا نـدانـد کســی راز او      تـوان نشنــونــــد نـــام  و آواز او

کنـــون داستان کهـن نـو کنید      سخن های شیریـن و خسرو کنید

خــروش تبیــره برآمـد زشهر     زشادی به هرکـــس رسانیــد بهر

خداونــد هستی و هم راستـی      نخـــواهـد ز تو کــژی و کاستــی 

 

چهارشنبه 26 اردیبهشت1386
حکیم ابوالقاسم فردوسی قسمت سوم ...  

حکیم ابوالقاسم فردوسی

قسمت سوم  

داستان ضحاک

در داستان ضحاک ما با پدیده بسیار زیبا و جالبی برخورد می کنیم ابلیس بر شانه های ضحاک بوسه می زند و از جای بوسه ها دو مارسیاه می روید که خواب و خوراک را از ضحاک می گیرد ابلیس در نقش پزشکی بر بالین  ضحاک می آید و به او می گوید درمان درد تو این است که هر روز از مغز مردم، مارها را خورش دهی .

به سان پزشکی پس ابلیس تفت           به فرزانــگی نزد ضحاک رفت

بدو گفت  کاین  بودنی کار بود           بمـان تا چه گــردد  نباید درود

خورش سازوآرامشان ده به خورد            نباید جز این چــاره ای نیز کرد

بجز مغر مردم مده شان خورش         مگر خود بمیرند ازیــن پرورش

نگرتا که ابلیس ازین گفت وگوی         چه کرد وچه خواست اندرین جستجوی

مگر تا یکی چــاره سازد نهـان           که پر دختــه گردد زمردم جهان

به اعتقاد من این داستان جدایی ازحکایت  ظاهری آن حکایت از اسیر شدن فکر و اندیشه مردم دارد فردی که به صفات شیطانی آراسته است برای آن که مردم را مطیع خود کند آنان را از فکر و خرد تهی می کند تا بتواند برآنان حکومت کند و بر آنان سیطره داشته باشد و قدرت تشخیص را از آنان می گیرد .

سئوالی که ذهن را به خود مشغول می کند این است که اگر بحث فقط جنبه اساطیری دارد چرا مارها از گوشت مردم استفاده نمی کنند چرا مارها باید از مغز مردم تغذیه کنند پس براحتی می توان نتیجه گرفت که هدف فقط فکر و اندیشه مردم است که توسط ابلیس و ضحاک نشانه گرفته شده است .  اگر این را مد نظر داشته باشیم که هدف شاهنامه خردورزی است می توان چنین نتیجه گرفت که داستان ضحاک فقط به مورد بالا اشاره می کند اسیری اندیشه.

 

سیامک حبیبی

سه شنبه 25 اردیبهشت1386
حکیم ابوالقاسم فردوسی پیر روشن ضمیر قسمت دوم ...  

حکیم ابوالقاسم فردوسی پیر روشن ضمیر

( قسمت دوم )

 

تو این را دروغ و فسانه مدان            به رنگ فسون و بهانه مدان

ازو هرچه اندر خورد با خرد               دگر بر ره رمز ومعنی برد

 

فردوسی بزرگ در خصوص نحوه مطالعه شاهنامه می گوید که داستان ها را بخوانید و از میان داستان ها آنچه را که با عقل و خرد سازگاری دارد آن را بپذیرید و آنچه که با فکر و اندیشه شما سازگار نیست نشان از آن ندارد که دروغ است بلکه هدفی دیگر مد نظر بوده که بصورت راز و رمز در داستان ها آمده است .

به عنوان نمونه می توان گفت در داستان هفت خوان رستم جنبه های عرفانی حاکم بر آن بسیار جالب توجه است

رستم در گوشه ای می نشیند و به نواختن تنبور می پردازد که این ساز یک ساز عرفانی است که امروزه بیشتر در خانقاه ها و در مجالس ذکر و سماع نواخته می شود   

ودر جای جای شاهنامه ما با نمونه های بسیاری از مسائل عرفانی مواجه هستیم در داستان جمشید که خیلی از کارهای بزرگ را انجام داده و مورد لطف خداوند بود ودارای فره ی ایزدی و تاج وتخت موبدی  بود چون دست به کارهای ناشایست و ناسپاسی از الطاف الهی می کند و ادعای خدایی می کند فره ی ایزدی از او دور می شود و او در محنت و بدبختی گرفتارمی آید

در داستان کیخسرو چون شاه از کار جهان خسته می شود تصمیم به ترک جهان می گیرد و به جهان دیگر کوچ کند به همین دلیل با هشت تن از یاران اش عازم سفر می شود از همراهان می خواهد که با او نیایند که از آن جمع گودرز زال ورستم برنی گردند اما بیژن گُستَهم فریبرز و توس با او همراه می شوند وشب هنگام کنار چشمه ای به استراحت می پردازند آنگاه پهلوانان می بینند که شاه مشغول شست و شوی تن در آب چشمه است که ناگهان ناپدید می شود به علت خستگی راه خوابشان می برد و توفان برف شروع می شود وآنها را در خود فرو می برد

حال چگونه است که کیخسرو به هجرت و فناء فی الله نائل می شود فردوسی بزرگ چنین اشاره می کند

جهاندارشد پیش برتر خدای       همی خواست تا باشدش رهنمای

همی گفت : کای کردگار سپهر    فروزنده نیکی وداد و مهر

ازین شهریاری مرا سود نیست   گر از من خداوند خشنود نیست

و پس از راز و نیاز به درگاه الهی به مدت پنج هفته به ریاضت می پردازد و روز را به شب و شب را به روز می دوزد تا اینکه در خواب سروش ( جبرئیل ) به او می گوید

کای شاه نیک اختر نیک بخت     بسوده بسی یاره و تاج وتخت

کنون آن چه جستی همه یافتی   اگر زین جهان تیز بشتافتی

به همسایگی داور پاک جای       بیابی درین تیرگی در مپای  

 

حکیم ابوالقاسم فردوسی  قسمت دوم              نوشته سیامک حبیبی

 

یکشنبه 23 اردیبهشت1386
حکیم ابوالقاسم فردوسی پیر روشن ضمیر قسمت اول ...  

به مناسبت سالروزحکیم ابوالقاسم  فردوسی  

 قسمت اول

 

بيشتر مردم نام او را شنيده اند و می دانند چنين شخصی در سده های دور، دست به آفرينش کتاب بزرگی زده است که از جنبه استحکام ، زيبايی ، واژه آرايی ، خلق معانی بديع و ...... پس از هزار سال همچنان دارای چنان زيبايی منحصر به فردی است که جهانيان را به حيرت واداشته است البته او خود نيز به عظمت کار خود آگاه است چنين می گويد :

 

                پی افکندم از نظم کاخی بلند             که از باد و باران نيابد گزند

 

و اين خود معجزه ای بود که ايران با وجود اينکه چندين بار مورد تهاجم اقوام مختلف قرار گرفت ولی اين کتاب نه تنها از گزند محفوظ می ماند بلکه باعث حفظ هويت ايرانی و حفظ زبان پارسی می شود و اکنون شاهنامه يکی از معتبرترين نوشته ها به لحاظ زبانی و تاريخی می باشد و از هر دو جنبه دارای اهميت بسياری می باشد . شاهنامه از حيث اخلاق و ادب دارای نکات کاملاٌ برجسته ای می باشد و اگر نگاهی به داستانها بيندازيم متوجه می شويم رعايت اخلاق در کلام و رفتار تمام پهلوانان به روشنی قابل مشاهده است به عنوان مثال در داستان سياوش زمانی که زن کيخسرو به او پيشنهاد می کند که با او رابطه ای خلاف و نامشروع داشته باشد سياوش به سادگی جواب رد به او می دهد زيرا که پهلوانان به زيور اخلاق آراسته شده اند و نه تنها پهلوان ميدان نبرد می باشند بلکه پهلوان عرصه نبرد با خويش و اميال نيز می باشند و به گونه ای پهلوانانی عارف بوده اند و روشن ضمير .

 جالب ترين مسئله در شاهنامه ازاين ديدگاه می باشد که کتاب را نخست با نام خدا آغاز نموده و سپس به بزرگترين مسئله ای اشاره کرده که مورد نياز تمام قرون می باشد .فردوسی به ستايش خرد می پردازد و به نام کسی نامه اش را می نويسد که بزرگترين خردمند خردمندان است و اين نشان از آگاهی کامل فردوسی به نياز مردم زمان خود و نياز مردمان آينده را می رساند او به خوبی مردمان را راهنمايي می کند و رمز موفقيت را در خردمندی و خردورزی می داند

 

                          توانا بود هرکه دانا بود                  ز دانش دل پير برنا بود  

و در ادامه می گويد

خرد بهترين هديه ای است که از سوی ايزد بزرگ به انسان ارزانی شده است زيرا که خرد راهنماي انسان در دل تاريکی های ادراک است و خرد راه را برای رسيدن به باغ دلگشای هر دو جهان باز می کند  و فردوسی در کتاب اش ثابت می کند که دارای تبحر کافی در علم روانشناسی می باشد و هر وضعيت روحی را که انسان دچار آن می شود ناشی از نحوه طرز فکر و نوع نگاهی که انسان نسبت به دنيا دارد می داند

 

                خرد رهنمای و خرد دلگشای                  خرد دست گيرد به هر دو سرای 

                خرد تيره و مرد روشن روان                  نباشد همی شادمان يک زمان

 

و همچنين به اعتقاد او اگر انسان نگهبان چشم ، گوش و زبان خود باشد دچار هيچ مشکل و تالمی در جهان نخواهد شد و آسايش هر دو جهان را بدست می آورد

به اعتقاد فردوسی کسانی که به خرد و دانش دست پيدا می کنند به هيچ وجه نمی توانند بصورت عادی زندگی کنند زيرا کسانی که به دانش واقعی دست می يابند ديگر آرام و قراری نخواهد داشت و هميشه برای کسب درجات بالاتر و تکامل جسمی  و روحی در تلاش مداوم خواهند بود و خواب

وآسايش خود را از دست می دهند . 

              

 سیامک حبیبی قسمت اول در باره شاهنامه و سالروز حکیم ابوالقاسم فردوسی