تبليغاتX
باغ همسفران
 جشن نیلوفر

جشن نیلوفر   جشن های ایران باستان

 

 

 

روز ششم از ماه تیر یعنی خرداد روز در تیرماه جشنی بود موسوم به جشن نیلوفر ابوریحان بیرونی نوشته که این جشنی مستحدث و تازه است و قدمتی ندارد اما در برهان قاطع آمده که جشنی است که فارسیان در روز هفتم خردادماه کنند .

|+| نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در جمعه 31 خرداد1387 و ساعت 6:13 بعد از ظهر  
 آن که تو را دوست ندارد بی وطن است

آن که تو را دوست ندارد بی وطن است

 

 

با عشق توست که می پیوندم

 

به خدا،زمین،تاریخ،زمان

 

آب، برگ،به کودکان آن گاه که می خندند،

 

به نان ،دریا ،صدف، کشتی

 

به ستاره شب آن گاه که دستبندش را به من می دهد،

 

به شعر که در آن خانه دارم و به زخم که در من لانه کرده.

 

تو سرزمین منی ، تو به من هویت می دهی

 

آن که تو را دوست ندارد بی وطن است

 

 

|+| نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در جمعه 24 خرداد1387 و ساعت 10:13 قبل از ظهر  
 رقص بر دار عشق

برگرفته از تذکره الاولیاء  شیخ فریدالدین عطارنیشابوری

 

شهید راه عشق  حسین بن منصور حلاج

در زندان سیصد کس بودند . چون شب درآمد ، گفت (( ای زندانیان شما را خلاص دهم )) گفتند : چرا خود را نمی دهی ؟

گفت : ما در بند خداوندیم و پاس سلامت می داریم . اگر خواهیم به یک اشارت همه بندها بگشاییم .

پس به انگشت اشارت کرد همه بندها فرو ریخت

ایشان گفتند: اکنون کجا رویم ؟ که در زندان بسته است اشارتی کرد رخنه ها پدید آمد

گفت : اکنون سر خود گیرید

گفتند : تو نمی آیی ؟

گفت : ما را با سری است که جز بر سر دار نمی توان گفت

دیگر روز گفتند : زندانیان کجا رفتند ؟

گفت : آزاد کردم

گفتند : تو چرا تو نرفتی ؟

گفت : حق را با ما عتابی است . نرفتم

این خبر به خلیفه رسید . گفت : فتنه یی خواهد ساخت . اورا بکشید یا چوب بزنید تا ازاین سخن باز گردد . سیصد چوب بزدند هرچند می زدند ، آوازی فصیح می آمد که :  لا تخف یا بن منصور  

شیخ عبدالجلیل صفّار گوید : اعتقاد من در چوب زننده بیش از اعتقاد من در حق منصور حلاج بود ،  از آن که تا آن مرد چه قوت داشته است در شریعت ؟ که چنان آواز صریح می شنید و دست او نمی لرزید و هم چنان می زد .

پس دیگر بار حسین منصور حلاج را بردند تا بکشند .

صدهزار آدمی گرد آمدند و او چشم گرد همه بر می گردانید و می گفت :

 

                  حق ، حق ، حق ، انا الحقّ

|+| نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در سه شنبه 14 خرداد1387 و ساعت 6:20 بعد از ظهر  
 آتش عشق

برگرفته از تذکره الاولیاء

شهید راه عشق  حسین بن منصور حلاج

 

گفت : (( خُلُق ٍ عظیم آن بود که جفاء خلق در او اثر نکند . پس آن گاه خدای تعالی را شناخته باشد ))

این مطلب از این اسطوره عرفان به من این مفهوم را می رساند وقتی دست را به سوی خدا دراز کردی و دستت گرفته شد و ندای حق را شنیدی یعنی که ای بردار اززمین و زمان از دوست و دشمن ایمن هستی و هیچ کس بر تو دست درازی نخواهد کرد و توان آسیب رساندن به تو را نخواهد داشت و تو از جایگاه عام خارج شده ای و در زمره ی خواص هستی نفس ات حق است و بدن ات معبد الهی و اگر تمام جهان را درپیش پای ات بریزند پشیزی نمی ارزد و نو تنها در استوای ایمان تکیه بر ستون جهان زده ای

|+| نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در جمعه 10 خرداد1387 و ساعت 1:28 بعد از ظهر  
 فک دریایی و عیش ونوش سلطانی ژاک پرور
فک دریایی و عیش ونوش سلطانی   داستانی از ژاک پرور

ُفک

 

این فک است. اما خودش این موضوع را نمی داند. فک یا حلزون برای خودش هیچ فرقی نمی کند. چون به این فکر نیست که کسی باشد. او روی شکمش می نشیندو این کار را خیلی دوست دارد، خوب هر کسی حق دارد هر طور می خواهد بنشیند. او خیلی خوشحال است، چون نگهبان به او ماهی می دهد آن هم ماهی زنده!فک هر روز یک عالمه ماهی زنده میخورد.این کار برای ماهی های زنده خیلی ناراحت کننده است.اما هر کسی حقی دارد  هر چه دوست دارد بخورد.مگر نه؟فک ها ماهی ها را بدون تشریفات وساده می خورند. در حالی ک وقتی آدم ها میخواهند یک قزل آلا را بخورند،اول آن را در آب جوش می اندازند و می پزند. وقتی هم که آن را می خورند تا چند روز، و گاهی هم تا چند ماه در باره اش حرف می زنند:عجب قزل آلای خوبی بود! عزیزم، یادت می آید؟...واز این جور حرف ها.اما فک خیلی راحت آنها را می خورد،او چشمان ریز وتیزی دارد.وقتی عصبانی می شود سوراخ دماغش گشاد می شود،طوری که همه می ترسند.

فک تا زمانی که کسی اذیتش نکند  کاری به کارکسی ندارد،مثل یک پادشاه خوشبخت است.تازه از پادشاه هم خوشبخت تر است، چون هر وقت دلش بخواهد می تواند روی شکمش بنشیند و از این کار خوشش می اید.در حالی که پادشاه مجبور است روی تخت پادشاهی اش،آن هم فقط روی کپلش بنشیند.

 

 

|+| نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در دوشنبه 6 خرداد1387 و ساعت 8:27 بعد از ظهر  
 جشن خردادگان

جشن خردادگان

خرداد پنجمین امشاسپند است از شش ایزد بزرگ . خرداد به معنی رسایی و کمال است این صفت از صفات بزرگ خداوند است اما در عالم مادی و زمین نگاهبانی آب با خرداد است . در روزگاران گذشته در روز ششم از ماه خرداد را جشن می گرفتند .

|+| نوشته شده توسط سیامک حبیبی و پگاه siamak habibi & pegah در پنجشنبه 2 خرداد1387 و ساعت 6:37 بعد از ظهر