تبليغاتX
باغ همسفران
باغ همسفران
رقص بر دار عشق معشوق (راه حقیقت راه عشق راه نور و روشنایی)
جمعه 27 مهر1386
نقش تلویزیون در دوران ...  
 

 

لعنت به این جعبه ی جادو

 

که این جعبه جادو خیلی خطرناکه حسن

 

همین که وارد خانه می شی می ری سراغ جعبه جادو دگمه رو

 

می زنی و با یک هجی مجی  یک راست می ری به اون طرف

 

دنیا آدمای توی تلویزیون  دست ذهن ات رو می گیرن می برند ات

 

به هر کجا که دلشون بخواد تو مثل یک بچه 5 یا 6 ساله می افتی

 

راه چشم و  گوش بسته پی آب نبات دست عمو .......

 

 

ازجعبه جادو چیزهای رنگارنگ به تو نشون می دن که لذت ببری

 

درست مثل پینوکیو که فکر می کرد همه اسباب بازی ها مال اونه

 

که او فقط لذت ببره  اما صبح که بیدار شد تازه فهمید  که تبدیل

 

شده به یک خر بزرگ ..............

 

 

هی می شینی و نگاه می کنی هی نگاه می کنی می شینی

 

هزار درد مرض  گرفتی مرض قند و چاقی و هزار کوفت و زهر مار

 

دیگه گرفتی می خوای بروی  فوتبال بازی کنی می بینی لیگ 

 

برتررو  داره نشون می ده می شینی می خوای  بری طبیعت رو

 

ببینی از هوای خوبش لذت ببری سریال  برره می خوای بری

 

 سینما  با 4 تای آدم جدید آشنا بشی اخلاق در خانواده را باید

 

 ببینی این قدر  باید ببینی که ناچار باید پای همین تلویزیون

 

بمیری ...........

 

 

می نشینی و شروع می کنی خودت رو جای فلان بازیگر

 

 می گذاری و حواست پرت می شه غذات  سر می ره رو گاز

 

و قراری که با دوست صمیمی ات داشتی یادت می ره ......

 

 

جعبه جادو می نشینه برای همه نقشه می ریزه برای زنان

 

خانه داربرنامه آشپزی پخش می کنه برای قاتل ها برنامه و

 

 سریال های جنایی درست می کنه برای ورزشکارها برنامه

 

ورزشی تهیه می کنه برای عاشق ها برنامه ی عشقی پخش

 

می کنه برای مسخره ها جوک و لطیفه تعریف می کنه برای

 

همه برنامه داره از همه رنگه این شهر فرنگ ......

 

 

حالا بعد از مدتها شق القمر کردی می خوای بری میهمونی

 

از ابتدا پات رو رو گاز  می گذاری نکنه خدای نکرده دیر به سریال

 

 و برنامه مورد علاقه ات برسی وقتی  که به خونه صاحبخانه

 

می رسی طرف روی مبل لم داده می گه بیاین تو داره 

 

 هستی و حاج یونس و می ده توی می ری

 

بدون هیچ شادی و استقبالی می نشینی کنارآقاهه عین

 

یک بچه ی خوب سریال ات رو نگاه  می کنی یک وقت خدای نکرده

 

حرفی هم نزنی چون هیچکس جوابت رو نمی ده حتی اگه بچه به 

 

 مامان جونش بگه مامان جیش دارم یکی می زنه توی کله بچه

 

 بنده خدا ( که زمانی فرشته ای بود از آسمانها ) می گه ذلیل

 

 مرده مگه نمی بینی دارن پول های آقا افشاری  رو کامرانی

 

بی پدر  مادر می دزده

 

خلاصه کلام این الیاس ( جعبه جادو) برای هرکسی نقشه

 

می ریزه تا فکراش  رو بگیره قلب اش  رو بگیره و در آخر روح اش

 

 رو بکشه چون می خواد همه مردم  به چیزی فکر کنن که اون

 

می خواد اون می خواد به جای همه فکر کنه احساس

 

کنه می گه هر کاری خواستی انجام بده اما فقط فکر نکن ...........

 

ما مجازیم فقط در محدوده اون فکر کنیم نه بیشترنه کمتر

 

جعبه جادو یواشکی توی ذهن و روح آدما نفوذ می کنی یک سریال

 

 تمام شده اما بازتاب اون ها  رو میشه از طریق لحن ها

 

یا پیامک ها   (:   دید

 

در نهایت بگم این جعبه جادو خیلی خطرناکه  حسن

دوشنبه 23 مهر1386
اشعار شاعران ایران ...  
 

 

دیوان اشعار شاعران ایران

میرزا نصیر اصفهانی

 

فلک را جور بی اندازه  گشته است

 

جهان را رسم و آیین تازه گشته است

 

هزار امروز هم آواز زاغ است

 

گل از بی رونقی ها خار باغ است

 

نه خندان غنچه  نه سرو از غم آزاد

 

نه گل خرم نه بلبل خاطرش شاد

 

غم دیرینه گر در سینه داری

 

چه غم گر باده ی دیرینه داری

 

دو چیز انده برد از خاطر تنگ

 

نی خوش نغمه و مرغ خوش آهنگ

 

فلک را عادت دیرینه این است

 

که با آزادگان دائم به کین است

 

شنبه 21 مهر1386
مولانا وشمس تبریزی ...  
 

 

پرده بگردان و بزن ساز نو

 

هین که رسید از فلک آواز نو

 

تازه و خندان نشود گوش و هوش

 

تا زخرد در نرسد راز نو

 

بر جه ساقی طرب آغاز کن

 

وز می کهنه بنه آغاز نو

 

چون نکنم ناز که پنهان و فاش

 

می رسدم خلعت و اعزاز نو

 

پر همایی بگشا در وفا

 

بر سر عشاق به پرواز نو

 

بس کن کاین گفت تو نیست به عشق

 

جامه کهنه ست ز بزاز نو

 

مولانا

جمعه 20 مهر1386
وب سایت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ...  

 

دوستان گرامی باغ همسفران

آدرس اینترنتی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را حتما ببینید

اطلاعات جالبی می توانید پیدا کنید یک نظر سنجی مهم هم دارد

 

 

www.ichto.ir

چهارشنبه 18 مهر1386
کنسرت موسیقی ...  

 

کنسرت تنبور نوازی علی اکبر مرادی و دیوان (باقلاما) اولاش اوذدمیر

TinyPic image

برای اطلاعات بیشتر به آدرس ذیل مراجعه نمایید انشااله پنج شنبه

همسفران باغ همسفران هم تشریف بیاورند 

http://www.iranconcert.com/iran/index.asp

ایران کنسرت

 

دوشنبه 16 مهر1386
جشن های ایران باستان ...  
 

جشن های ایران باستان

 

این قسمت جدید در باغ همسفران به شرح جشن های ایران باستان

خواهد پرداخت تا همسفران را به گذشته های دور ببرد و فرهنگ

زیبا و غنی ایران را به دوستان بیشتر بشناساند ما در فرهنگ و

 تمدن پارسی با مظاهر زیبا شناختی فراوانی روبه رو هستیم که

متاسفانه کمتر به آن پرداخته می شود. امید است دوستان گرامی

 نظرات خود را برای ین قسمت اعلام نمایند 

 

جشن فروردگان یا فردوگ ، جشن سوری یا چهارشنبه سوری ،

جشن نوروز یا عید نوروز ، جشن آب پاشان یا آب ریزگان ،جشن

یلدا یا شب یلدا، جشن سده ، جشن اردیبهشت گان ، جشن خردادگان

جشن نیلوفر، جشن تیرگان ، جشن امردادگان ، جشن شهریور گان ،

جشن خزان ، جشن آبان گان ، جشن آذرگان ، جشن دیگان و بهمن گان ،

 جشن مردگیران یا مزدگیران (روز زن در باستان ) نوروز انهار،

جشن شمع ، جشن تولد  

چهارشنبه 11 مهر1386
جشنی از روزگاران کهن ............ ...  
 

 جشن مهرگان

جشن مهرگان ، سرود مهر ، مهر یشت ، مهرپرستی در غرب

مهرگان از دیدگاه ایرانیان ، داستان جشن مهرگان ازدیدگاه فردوسی

مراسم جشن مهرگان، سالروز جشن مهرگان

 

 جشن مهرگان

 

ایرانیان قدیم برآن بودندکه شادی ازموهبت خدایی است غم و

اندوه  ازپدیده های اهریمنی است و شادی و جشن جزئی از

آداب ومراسم دینی بوده است  شادی نزد ایرانیان چنان ارجمند

بود که شاهان هخامنشی درسرلوحه اغلب کتیبه های خود آفرینش

آنرا برابر آفرینش آسمان وزمین دانسته و گفته اند

((بغ بزرگ است اهورامزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان

 را آفرید که انسان را آفرید که شادی را برای انسان آفرید ))

(لازم به یادآوری است که معادل  بَغ به معنای خدا می باشد كه

 سالها بعد تبديل به ميترا شده است  نکتـه قابل توجه این است که

 نام شهر بغــــداد درعراق پارسی می باشد و به معنای خداداد

 می باشد)

از این رو درهرموقع وفرصتی جشنی می آراستند وروزها و

روزهایی را به شادی و خرمی می گذرانیدند. آنان حتی درهنگامی

 که کسی در می گذشت نمی گریستند وگریه وزاری وشیون را

گناهی بزرگ می پنداشتند  و کوشش می کردند هـمـواره شــاد

 باشند. درمیـــان جشنهای ایرانیان دوجشن ازهمه برتربود. یکی

 نوروزو دیگری مهرگان. مـهـرگــان بويـــژه درمیان ایرانیان

جنوبی ارجمندتربود ودر حقیقت وروزایرانیان جنوبی به شمار

 می آمد . جشن مـهـرگان از این رو که زمــــانی اول سال ایرانیان

بوده و بخاطر آنکه تعلق به فــرشتــه بزرگ مـهــرداشته ونیز در

هنگـام برداشت محصـول برپا می شده اززمـــــان های کهن نزد

ایرانیان گرامی بوده و آنرا هم پایه نـوروزمی دانستند اما فرشتـــه

 مهرکه این جشــن برای او گرفته می شد درایـــران سابقه ای چندین

 هزارساله دارد.مـهـر دردورانی که هنـد واروپاییان با هم می زیستند

 یکی ازخدایــان بزرگ آنها بود قدیمی ترین اثری که ازمـهــردردست

 است مربوط به اقــوام میتانی است که درحدود  1400 سال پیش از

میلاد مسیح درآسیای کوچک حکومتی بزرگ  داشتند. هخامنشیان به

 مهرارج بسیارمی نهادند و درمهـرمـاه جشن مهرگان را درتخت جمشید

 باشکوه بسیار برپامی ساختند. زیرا جشن هنگام برداشت محصول

 وهنگام آوردن باج و خراج پس از برداشت محصول بود. در

ایران قدیم پس ازظهور زرتشت مقام بلند مـهـرکاهـش پذیرفت

و زرتشت نهضتی عمیق در دین ایران قدیم بوجود آورد کوشش

 کرد تا چندخدا پرستی به یکتاپرستی و پرستش اهورامزدابدل کند

.زرتشت برای این کارمجبور بود از قدرت میترا بکاهد و با آداب

 ورسوم معاصران خودمبارزه کند.

ازاین رو فدیه های خونین آنها را که گاورا قربانی می کردند ممنوع

ساخت واین ترحم زرتشت به گاو درگاثاها درشکوه ای که گاوبه درگاه

 خدا می کند وازمردم می نالد به خوبی پیداست .

با آنکه زرتشت مهررااز مقام خدایی فروکشید اما سنت نیرومند

 دیرین اورا چون فرشته ای در خدمت اهورامزدا گماشت و آن را

 مخلوق اهورا کرد واز آن پس مهربصورت یک یزت پدیدارگشت

 در مـهریشت هم مهر قدیم با همه قدرت آن و هم مـهـرزرتشتی که

 فرشته عـهـد و میثـاق و فـروغ است هردو پیداست.

 

ایرانیان قدیم مهر را مظهرفرشته مهر ودوستی وعهد و پیمان

 می پنداشتند درنظرآنان مهر واسطه ای بود بین فروغ پدید آمده

 وفروغ ازلی ورابطه ای بود میان پروردگـار وآفریـدگـان وچون

 نـور بود بعدها به معنی خورشید هم استعمال گشت علاوه براینها

 مهر نماینده جنگاوری و دلیری برای پشتیبانی از صلح و صفا و

 دوستی وپیمان بود.همچنین هشداردهنده به پیمان شکنان است .بنا

 به رای دارمستتر مهر به معنی دوستی و محبت است به معنی

 پیشرو و دوستی و داور بزرگ می باشد در اوستا بیشتر ایزد مهر

 به عنوان یک داور و مجری عدالت و موکل بر پیمان و عهود

 مردم که بادقت و سعت عملی نظارت در دایره عمل خود می نماید

 شناخته می شود

کهن ترین سند مکتوبی که نام این خدای کهن هند و ایرانی در آن

 ثبت و بدست ما رسیده است در الواح گلینی است متعلق به  1400

 سای پیش از میلاد است . به سال 1907 میلادی در کاپاتوکا از

 شهرهای آسیای صغیر در محلی به نام بغازکوی الواحی گلین پیدا

 شد در یکی از این الواح پیمانی است میان هیتی ها و میتانی ها

 ( از اقوام و قبایل آریایی ) از میترا و وارونا دو خدای بزرگ هند

 و ایرانی استعانت شده است .

در وداها کهن ترین آثار هندوان نیز نام این ایزد بزرگ ایرانی بسیار

 آمده است در وداها بیشتر به معنی رفیق همدم و یاری کننده است .

 کمتر در هیات خورشید یا انوار آن چون اوستا ظاهر می شود .  


... ادامه مطلب
دوشنبه 9 مهر1386
نجوای شبانه سخنان عاشقانه ...  
 

نجوای شبانه     سخنان عاشقانه

 

حضرت علی (ع) در بازگشت ازنبرد صفین

 

 ستایش پروردگار : ستایش می کنم خداوند را برای تکمیل نعمت های او

و تسلیم بودن  دربرابر بزرگی او وایمن ماندن ازنافرمانی او و در رفع 

نیازها ازاویاری  می طلبم  زیرا آن کس که خدا هدایت کند هرگز گمراه

نگردد و آن را که خـدا  دشمن دارد هرگز نجات نیابد و هرآن کس را که

خداوند بی نیاز گردانـد نیازمنــد  نخواهـد  شد  پس  ستایش  خداوند گران

سنگ ترین چیـز است و برترین  گنجی است  که ارزش ذخیره شدن دارد

شهادت  به یگانگی خدا نشانه استواری ایمان  بازکننده  درهای احسان

مایه خشنودی خدای رحمان  و دور کننده شیطان است

جمعه 6 مهر1386
ملا نصرالدین......... ...  
 

ملا نصرالدین در ادبیات

خر طلبکار

 

دوستان ملا که خرش را به اندازه خودش می شناختند متوجه شدند که روز به روز

ضعیف تر می شود یک روز به ملا گفتند : ملا مگر به خرت غذا نمی دهی که این

 قدر لاغر و ضعیف شد ؟

 ملا گفت : چرا ، شبی دو من جو از من جیره می گیرد

دوستانش گفتند : پس چرا این قدر لاغر شده ؟

ملانصرالدین گفت : هی بسوزه پدر نداری بیچاره خرم جیره یک ماهش را از من

طلب کاراست                  .

 

بی پولی ملا

 

روزی ملا نصرالدین خیلی بی پول شده بود . افسار خرش را گرفت و رفت تا آن

را بفروشد زن ملا با ناراحتی گفت : چه کار می کنی ملا ، اگر خرت بفروشی

با چی می خواهی زن و بچه ات را سیر کنی ؟

ملانصرالدین گفت : اصلاً نگران نباش من فکر همه جا را کرده ام قیمتی برای آن

تعیین می کنم که هیچ کس نتواند آن را بخرد              .

 

اذان گفتن ملا

 

روزی ملا نصرالدین در حالی که می دوید اذان می گفت : مردم گفتند :چرا یک

جا نمی ایستی تا اذان بگویی ؟ گفت : می خواهم بدانم وقتی اذان می گویم صدایم

تا کجا می رود .

پنجشنبه 5 مهر1386
سرخ پوستان ....... ...  
 

 

روح الهی

 

سرخ پوستان

 

درک مستقیم روح  بزرگ  در درون  مردمان  است . واقعیت این

است که د ر پس همه  چیز هایی که  وجود  دارد انرژی  بنیادینی

هست که تمام چیزهای موجود را جان می بخشد و حرکت می دهد

چینیان کهن آنرا تائو  فیزیکدانان امروزی به سادگی آن را انرژی

می نامند . قوم مایا  آن  را هوناب – کو می نامند  ویرراریکا  آن

را تاته واری  یا ایوسی  توئلتک های کهن  امه تئوتل  یا عقاب  و

جنگاوران عصر جدید تولتکی این  قدرت همه  نگاهدارنده را  به

عنوان اسرار ، ناوال  قصد  یا صرفاً  روح می نامند  نام ها مسئله

مهمی نیستند آنچه  واقعاً مهم است پیوندی است  که ما با عمل خود

می توانیم این انرژی را سرپا نگهداریم .

هدف فردی  که در راه معرفت می کوشد به  نظرتولتک ها در این

است که با روح رویارو شود و با آن یکی  گردد و  امور طبیعی او

از طریق اعمال  روزمره  بیان شود . با چنین  جریانی  و رفتاری

هماهنگ با روح اعمال مان با موانع غلب نیامدنی برخورد نمی کننند

بلکه بیشتر کارآمد، هماهنگ و نیرومند هستند . بعلاوه به ما آرامش

وتندرستی می دهند . بناربراین تمام مشکلات ما ازاین واقعیت ناشی

می شود ک ما به عنوان فرد یا جامعه ، آگاهی پیوندمان با روح را از

دست می دهیم ودرنتیجه درتطابق باجریان طبیعی انرژی عمل نمی کنیم .

 

 

یکشنبه 1 مهر1386
شمس تبریزی ................ ...  
 

 

شمس تبریزی

 

آنکه محقق تر است مقلدتر است !

 

زمانی که یک شخص شروع به خواندن مطلبی می کند ممکن است در

موضوع و کلام گوینده محو شود ومن خود را فراموش کند آیا براستی

این درست است ؟ آیادرست است که در دریای کلام گوینده غرق شود

ومیان کلمات دست وپا بزند؟

 

این که شخص هنگام خواندن و یا شنیدن مطلبی دچار چنین مشکلی

شود به اعتقاد من جهل مطلق رخ داده است چرا که شنونده در این

زمان به تفکر و  تعمق درباره  شنیده ها یا نوشته ها  نمی پردازد و

همین مسئله  باعث تقلید کورکورانه می گردد  و شخص  از قدرت

 تمیزخود غافل می شود و نمی تواند به تمام  زوایای  قضیه بنگرد

به همین دلیل شمس دراین جا به این شکل و دریک جمله و مستقیم

به سراغ اصل مطلب می رود و می گوید تقلید نکنید و فقط اعمال و

 حرکات از خود بروز ندهید

 

کسانی که محقق هستند باید به شدت مراقب این قضیه باشند که دچار

خواب  آلودگی  نشوند  و همیشه هشیار باشند  در زمانی  که چیزی

 می آموزند  بلافاصله آن را رها کنند تا این  که کانال های  دریافت

اطلاعات آنها سریع  پر نشود و ذهن  و مغز فر صت آن را پیدا کند

تا به جهات مختلف بنگرد .  

 

سیامک حبیبی