تبليغاتX
باغ همسفران
باغ همسفران
رقص بر دار عشق معشوق (راه حقیقت راه عشق راه نور و روشنایی)
سه شنبه 30 مرداد1386
عرفان .............. ...  

 

 

وجی اسواران

 

اگر بزرگترین نبرد

 

نبرد علیه خود باشد

 

بزرگترین دشمن خشم است

 

 

لحظه ای ازخشم

 

می تواند دهه ای از کار خوب را

 

 نیست ونابود کند

 

خشم قطره ای جوهر است در لیوانی پر از شیر

 

وقتی مقهور خشم شدی دیگر راه برگشتی وجود نخواهد داشت

 

وقتی جوهر به شیر وارد شود فاتحه شیررا باید خواند .

 

 

چهارشنبه 24 مرداد1386
عرفان .............. ...  

 

 

وجی اسواران

 

شناخت خود

 

به معنای ناخدای خود بودن است

 

2)

 

آب های پاک حیات جاودان

 

صاف و شفاف

 

نمی توانند با سیلاب های گل آلود

 

توفان های موسمی بیامیزند

 

((((   سیامک حبیبی )))) 

 

آه

 ای بادها

 

مرا تا انتهای خلوت خالی روز ببرید

 

رها کنیدم

 

میان چمن سبز سکوت

 

مرا به قلمرو شعور ناب ببرید

 

بگذارید ای همسفران

 

این باد جاودان بوزد میان حیاط خلوت ذهن 

 

و رخت های کهنه را با خود ببرد 

 

 

 

دوشنبه 22 مرداد1386
عرفان .............. ...  

 

 

وجی اسواران

 

باید دو دید تا یک بار سخن گفت

 

باید دوبار اندیشید و دو بار شنید تا یکبار دهان گشود

 

باید دوبار کار کرد تا یکبار حرف زد

 

باید دوبار نفس کشید تا یک بار سخن گفت

 

 

شنبه 20 مرداد1386
عکسی از دوربین یک شاعر ......... ...  
 

 

دیروز سفری داشتیم به تخت سلیمان و این عکس را به یادگار برای همسفران باغ همسفران به سوغات آوردیم

 آورده اند که این جا زادگاه زرتشت پیامبر بوده است .

TinyPic image

 

سیامک

پنجشنبه 18 مرداد1386
عرفان .............. ...  

 

 

 

زنی که درگیر مشکلات یادی بود به دیدن قدیس بزرگی رفت و پرسید :

 

چگونه باید این همه را حل کنم ؟

 

قدیس پاسخ داد : سگ

 

و زن با خوشحالی محل را ترک کرد و از استاد تشکر بسیار کرد .

 

همان کلمه سگ حلال تمام مشکلات او شد .

 

چون دور از هرگونه خود پرستی به استاد گوش داده بود توانست جوهر کلام

 

استاد را جذب کند :

 

او درک کرده بود که باید نیکوترین  خصال سگ را در زندگی خود در پیش

 

گیرد :

 

وفاداری ، اطاعت ، عشق  ، بردباری ،  استقامت و پیگیری .

 

چهارشنبه 17 مرداد1386
عرفان .............. ...  

 

 

نمی توانیم بلاواسطه در حضور خداوند قرار بگیریم

 

مگر آنکه سکوت درون و برون هر دو را بر خود تحمیل کنیم

 

به همین دلیل است که بایستی خود را با آرامش

 

روح و چشمان و زبان اخت گردانیم
سه شنبه 16 مرداد1386
عرفان .............. ...  

 

 

The body is

The oldest scripture written

By the hand of god himself

 

کالبد

 

کهن ترین دست نوشته ای است

 

که با دست های خود خداوند نوشته شده است .

 

 

جمعه 12 مرداد1386
شعری از دفتر سایه های بی سر .............. ...  

 

 معما

  

 

درطلوع سرخ یک سوال

 

نفس

 

         در بغض كلمات

 

                          حبس مي گردد بي اختيار

 

ستوني از علامت ها

 

برچهارراه ذهن

 

نقش مي بندد

 

درهياهوي گنگٍ

 

يك پرسشِ بي پاسخ

 

تمام چراغ هاي چهارراه ذهن

 

قرمزمي شود

 

ايست كامل

 


چيزي مبهم

 

درحال رويش است

 

درجهان پرآشوب ذهن

 

معمايي سرخ

 

همچون صاعقه فرومي افتد بربستر افكارهزاررنگ

 

به خيابان رفتم

 

با علامت تعجبي در بغل

 

با علامت سؤالي در جيب

 

مي ديدم چهره هاي نامفهومي را

 

بي نياز از يك پتك بشارت

 

بي نياز از يك حقيقت روشن

 

ديدم

 

رفت وآمدها را

 

در اضطراب يك وحشت مزمن

 

مي ديدم گلها

 

چگونه لگد مال مي شوند براي رسيدن به ايستگاه آن سوي خيابان

 

ديدم

 

درختان منتظر را

 

درهوس يك پرواز

 

ديدم

 

سرهرخيابان 

 

زنبيل خواهش ها پر

 

در هر خانه

 

صندوق نياز ها لبريز

 

ديدم در هرصورتي

 

جيب تمناها لبريز

 

در بغل هررهگذر

 

پاكتي از تشويش

 

درمن

 

باراني از تعجب در حال ريزش بود

 

تمام افكارم خيس خورد

 

تا به اعماق شعور

 

اما ديدم

 

معما را

 

سرجايش پرطراوت بي برهان

 

مي نگريست درچشم من و اين جهان

 

ابرهاي توهم

 

باريدند بي وقفه تا انعكاس يك مفهوم

 

ابرها مي باريدند

 

معما اما

 

همچنان پيچيده تر ازيك رؤيا

 

مي روييد در خارستان افكار

 

سوال سرخ

 

همچون دشنه اي درروح من 

 

آبشاري عظيم

 

از سوال در ذهن پديداركرد

 

معما روي آب همچون قايقي شناور

 

و من سوار بر آن

 

تا اعجاب جنون رفتم

 

چيزي شگرف در حال شكل گرفتن بود

 

از پس مه ترديد

 

من در حال سقوط به عمق قهقرا بودم

 

فرو افتادم

 

من ومعما درهوا

 

دراضطرابي گنگ

 

در وحشت سقوط

 

فرو افتادم

 

خود را يافتم

 

در زمين شعور آگاهي سبز

 

دنبال گمشده ام مي گشتم 

 

راستي معما چه شد؟

 

رنگين كمان يك پاسخ

 

 

شعر از سیامک

 

سه شنبه 9 مرداد1386
شعری از دفتر خواب در رویا .............. ...  

 

 

 

 سـحـر

 

 

سحرگاهان با تو در راز و نيازم

 

ايمان مي آورم به صبح

 

به آيه هاي وصل

 

به خورشيد تابناك 

 

به عشق پاك

 

آري به نور خدا ايمان مي آورم

 

با نگاه مهربانت

 

سحرگاهانم با تو

 

جاني تازه يافت

 

و اميـد واژه ي پرواز گشت

 

تو از كدامين كوچه ي شادي آمده اي

 

بهار اميد در من دميدي

 

تو در سحرگاهان بيداري رو سوي كدامين قبله ي حاجت مرا به اميد واميداري

 

من در ماوراي اين حيات مي زيم

 

نمي دانم تو چرا به اين حيات دعوتم مي كني 

سیامک حبیبی

 

دوشنبه 8 مرداد1386
عرفان ...  

 

 

جان اگزونهم

 

در برابر هر انسانی ، راهی قرار گرفته است

و راه هایی و باز راهی

و روح بزرگ راه بزرگ را پی می گیرد

و روح حقیر ، کورمال ، کورمال راه حقیر را انتخاب می کند

و در این بین دشت های مه آلود گسترده اند

و دیگر مردمان در این دشت ها می روند ومی آیند

اما در برابر هر انسانی راهی بزرگ اغوش باز کرده است

ونیز راهی حقیر

و هرکسی خود تصمیم می گیرد در چه راهی قدم بگذارد.

شنبه 6 مرداد1386
حکایتی از ملانصر الدین ......... ...  
 

 

نیکو صورت

 

پسر کوچک ملا نصرالدین از خانه بیرون آمد

یکی از دوستان سراغ ملا را گرفت و گفت : پدرت کجاست ؟

پسر جواب داد : در خانه است و به خدا دروغ می گوید .

پرسید : مگر چه می گوید ؟

پسر گفت : راستش پدرم از صبح تا حالا آینه در دست گرفته است و در آن صورت خود را   می بیند و می گوید : خدایا شکرت که سیرت و صورت مرا نیکو آفریدی !

 

خر گمشده

ملانصرالدین ده تا خر داشت . روزی سوار یکی از آنها شد وبقیه خرهایش را شمرد . اما هر چه می شمرد می دید یکی از آنها کم است .بالاخره جند باری هی سوار شد و هی پیاده شد و عاقبت از روی خرپایین آمد و گفت : خر سواری به گم شدن خر نمی ارزد .

 

پنجشنبه 4 مرداد1386
عرفان ...  
 

 

وی جی اسواران

 

پیش از آن که روح بتواند درک کند

وبه خاطر بسپارد

باید درسکوت درونی ذوب شد

درست به همان شکلی که

گل کوزه گری با ذهن کوزه گر در هم ذوب می شود.

 

........................

 

همه چیز در ابتدا از درون شکل می گیرد از درونی که به معجزه سکوت پرورش یافته روح می تواند بی قرار آرام تند تلخ و حتی حیران وسرگشته باشد فقط روحی می تواند به نتایج بزرگ برسد که به معبد سکوت وارد شده باشد اکثر عرفای بزرگ یک دوره ی سکوت و خلوت گزینی پیشه کرده اند به پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) توجه کنید که در غار حرا به عبادت می پرداخت توجه کنید به حضرت موسی که به کوه تور رفت و خیلی های دیگر

نکته دقیق همین جاست سکوت می تواند ناخا لصی ها را ذوب کند و از بین ببرد روح مثل آب یخ زده می ماند همین که ذوب شود جریان می یابد و زندگی را با خود به همراه خود می آورد اما تا زمانی که یخ زده به جز مرگ چیزی ندارد .

 

شرح از سیامک حبیبی  

 

سه شنبه 2 مرداد1386
تعالیم کنفوسیوس ...  
 

 

تعالیم کنفوسیوس :

 

مردی که حقیقتاً شرافتمند باشد آرام و آسوده است حال ان که مرد پست بی قرار ، بی قرار و ناراحت است .

 

به گونه ای بیاموزید که گویی مشغول دنبال کردن کسی هستید که نمی توانید خود را به او برسانید و گویی همواره در این بیم به سر می برید که از دیدرس شما دور گردد .0

 

دوشنبه 1 مرداد1386
تعالیم کنفوسیوس ...  

تعالیم کنفوسیوس :

 

قلبتان را در مسیر طریقت قرار دهید ، خود را به قدرت آن بسپارید به خوبی تکیه داشته باشید و تفریحتان را در هنرها بجویید.

 

انسان می تواند با مردانی متوسط ، درباره چیزهای والا سخن بگوید . اما با مردان پست ، هیچ فایده ای ندارد که درباره چیزهای والا به صحبت نشست .

 

آن که می آموزد اما نمی اندیشد موجودی بیهوده است  وآن که می اندیشد اما چیزی نمی آموزد در خطری بازهم بزرگ تر قرار دارد.

 

 

TinyPic image